السيد الطباطبائي ( مترجم : علوى )
12
على ( ع ) و فلسفه الهى ( فارسى )
تغذيه و مكيدن شيرى كه براى او فراهم آمده مىگيرد و نيز به همين غرض اشياى ديگر را به دهان خود نزديك مىكند ؛ امّا پس از چند بار تكرار اين عمل ، جز پستان مادر را نمىگيرد و از چيزهاى ديگر - هر چه باشد - اعراض مىكند . او كه نخست همه چيز را اعمّ از خوردنى مانند ميوه و نان و غيرخوردنى نظير سنگ ، چوب و آهن پاره و غيره به دهان مىبرد و مىخواست آنها را بخورد ، پس از اندك زمانى ، جز چيزهايى را كه قابل اكل هستند ، نمىخورد و بهطور جدّى از خوردن اشياى غير مأكول ، خوددارى مىكند ؛ راستى راز اين كار چيست ؟ ! آيا جز اين است كه نخستين توجّه كودك به واقعيّت اشياء و احساسش نسبت به واقعيّت امور ، خواه و ناخواه او را به تمييز حق از باطل ، صحيح از خطا و خلاصه هرشىء واقعيّتدار از غيرواقعى ، ناگزير ساخته و او را وادار مىنمايد كه به حقيقت بچسبد و از غير آن روگردان شود ؟ ما اگر دامنهء اين مطالعه و كاوش را توسعه و گسترش دهيم و در احوال افراد انسان - هركه باشد و در هرشرايطى قرار گرفته باشد - تأمّل و دقّت كنيم ، خواهيم ديد كه آنان در تمام مراحل زندگى همين راه را مىپيمايند و دائما در تمام شؤون زندگى مىخواهند درست را از نادرست و حق را از باطل بازشناسند . پس انسان در زندگى خود همّ و هدفى بزرگتر از اين ندارد كه مىكوشد دچار اشتباه و خطا نشود